هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

هاني كوچولو

هانی در آتلیه و آرایشگاه

1391/11/14 20:28
نویسنده : از زبان هاني
461 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستای گلم 

دوسال و دور روزم که بود همراه با بابا و مامانی رفتیم لامرد ،عکاسی سارینا پیش آقای حیاتی که عکس های خوشگل بندازم

مامانی از قبل برام نوبت آتلیه گرفته بود و البته به آقای حیاتی هم گفته بود که هانی خیلی شیطونه و باید براش حوصله خرج بدید Click here to enlarge

 

آقای حیاتی هم که دید ماجرا از این قراره و من حاضر نیستم حتی برای یک لحظه روبه دوربین بشینم Click here to enlargeتصمیم گرفت عکس های سوژه ای ازم بگیره

 

 

شکلک های محدثه

 

 

 

 

سلام دوستای گلم 

دوسال و دور روزم که بود همراه با بابا و مامانی رفتیم لامرد ،عکاسی سارینا پیش آقای حیاتی که عکس های خوشگل بندازم

مامانی از قبل برام نوبت آتلیه گرفته بود و البته به آقای حیاتی هم گفته بود که هانی خیلی شیطونه و باید براش حوصله خرج بدید Click here to enlarge

ساعت 5و نیم  بعد از ظهر روز شنبه مورخ 7بهمن رسیدیم آتلیه و جاتون خالی توی عکاسی آکواریوم داشتن پر از ماهیییی ني ني شكلك و ماهيمنم عاشقققققققققش شدم :aquarium2-smiley:طوری که بابایی تصمیم گرفت یک آکواریوم بزرگ توی خونه ی جدیدمون درست کنه ني ني شكلك و ماهي

خب بگذریم ؛حالا نوبت شد به عکس گرفتن از آقا هانی  هرکاری کردن من به دوربین نگاه نمیکردم و حسابی اذیت کردم

 مامانی رفت از بیرون واسم چیبس و شیرموز گرفت که دستم باشه و آروم سرجام بشینم که ازم عکس بندازن ولی بازم موفق نشدن

آقای حیاتی هم که دید ماجرا از این قراره و من حاضر نیستم حتی برای یک لحظه روبه دوربین بشینم Click here to enlargeتصمیم گرفت عکس های سوژه ای ازم بگیره

بالاخره بعد از کلی اذیت تونستن چند تا عکس ازم بندازن که قرار شد یک ماه دیگه البوم عکسام آماده شه و برم بگیرم

جا داره در اینجا از زحمات آقای حیاتی تشکر کنم که حسابی اذیتشون کردم ولی ایشون واقعا صبر و تحملشون بالا بود ولی میدونم ته دلشون حسابی از دستم شاکی و کلافه بودن

البته آقای حیاتی زحمت کشیدن و چندتا عکس رو جلو جلو بهم دادن که بزارم توی وبلاگم تا بعد که بقیه ی عکسها دستم برسه و شما دیدن کنید

 بعد از عکاسی رفتیم آرایشگاه آفتابگردان مخصوص کودکان 11.gifکه در همون نزدیکی های عکاسی بود ولی الان دقیق یادم نمیاد کجا بود که آدرسو بنویسم اما واقعا آرایشگر مهربونی بود که تونست منو تحمل کنه و موهامو کوتاه کنهClick here to enlarge

خیلی اذیتشون کردم خجالت

به امید روزی که آقا هانی آروم و حرف گوش کن بشه Click here to enlarge

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ساناز
4 خرداد 96 15:53
سلام هانی جان لطفا به وبلاگ من هم سر بزن